X
تبلیغات
بازیگران - یک مشت پر عقاب

بازیگران

جدیدترین اخبار از بازیگران ایران

یک مشت پر عقاب

سلام
من حمید هستم مثل اینکه مهتاب رفته پشت ابرها قایم شده راستی  مدتیه که آهنگ روی وبلاگ هم باز نمیشد فکر کنم سایت ارائه دهنده اش بسته  شده باشه من یک آهنگ بی کلام جدید  گذاشتم
 
حتما اینروزها سریال یک مشت پر عقاب رومیبینید ....من که مشتریش هستم و تقریبا همه قسمتاشو دیدم...خواستم در مورد دو بازیگر نقش اول این مجموعه بنویسم یعنی حامد بهداد (در نقش امیر حسین) و خزر معصومی(  در نقش غزاله) ولی چون میدونم بحث ودعوا میشه چیزی نمی نویسم ...بر خلاف خیلیها که البته ظاهری میگناااااا من معتقدم زندگی خصوصی هنر پیشه ها به مردم وعلاقمندان آنها مربوط میشه البته تا حدی.....من از نقش حامد بهداد خیلی خوشم اومد ولی یادمه پارسال یک مطلبی یک جایی خوندم مبنی بر دست درازی حامد بهداد به یک خبر نگار زن که الان هرچی میخوام ازش تعریف کنم نمیتونم و یاد اون مطلب می افتم حالا شاید بگید شایعه است ولی من میگم تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها....
اما خزر معصومی هم خداییش خیلی خوب نقششو ایفا میکنه ...به قیافه و تیپش میخوره ادم با شخصیت با ایمان و درستی باشه البته من نتونستم در بارش مطلب جامعی پیدا کنم اگه شما در بارش چیزی میدونید به ما هم بگید....
 
 
درباره سريال « يك مشت پر عقاب»
پيش ‌از‌ خودكشي‌ كشته‌ خواهي ‌شد!
«لذت كشف كردن رويدادها و اتفاق‌هاي تازه» مساله‌اي است كه فيلمسازان مختلف با بهره‌گيري از آن داستان‌هاي خود را روايت مي‌كنند. سريال تلويزيوني «يك مشت پر عقاب» هم كه پخش آن از 24 بهمن ماه آغاز شده از اين قاعده مستثني نيست. با پخش‌2 قسمت ابتدايي اين سريال براي همه مخاطبان مشخص شده كه در اين سريال نبايد منتظر رويدادهايي از نوع ازدواج، گرفتن پاسخ مثبت از يك دختر و... باشند.

موضوع سريال موضوعي معمايي و پيچيده است كه در بستر تاريخي رويدادهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي‌ روايت مي‌شود.

قصه يك مشت پر عقاب در داخل يك خانواده اتفاق مي‌افتد. خانواده‌اي آرام و سر به زير كه حتما شما هم بارها نمونه‌هاي آن را در اطراف خود ديده‌ايد. خانواده دانشور يك پسر و 2 دختر دارند. پدر خانواده كارمند شركت نفت است. دختر بزرگ او ماهرخ با مردي كه شركتي تجاري را اداره مي‌كند ازدواج كرده و دختر كوچك او نيز در شركت داماد خانواده مشغول به كار است. اميرحسين پسر خانواده نيز به عنوان افسر وظيفه در پادگان عجب‌شير در آذربايجان شرقي خدمت مي‌كند.

همه چيز آماده است تا اين خانواده سال‌هاي سال با خوشي در كنار هم زندگي كنند اما يك اتفاق ساده اين آرامش و تعادل را به هم مي‌ريزد. ماجرا از جايي آغاز مي‌شود كه به اميرحسين خبر مي‌دهند تا براي كاري مهم و فوري به تهران بيايد. مهشيد خواهر سرزنده و جوان او خودكشي كرده و او بايد به تهران بيايد. اين خبر شايد عجيب‌ترين اتفاقي باشد كه اميرحسين در زندگي خود با آن مواجه شده است.

امير حسين باور ندارد خواهر سر زنده او خودكشي كرده باشد. او به تهران مي‌آيد و بعد از برگزاري مراسم بار ديگر به پادگان عجب‌شير بر مي‌گردد. در اين ميان اتفاق‌هايي كه در فضاي سياسي جامعه رخ مي‌دهد، زندگي اين خانواده را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. اولين اتفاق اين است كه اعتصاب‌هاي شركت نفت آغاز مي‌شود و پدر خانواده نيز در اين ماجراها حضوري فعال دارد.

از سوي ديگر مشخص مي‌شود مهشيد خودكشي نكرده و در واقع كشته شده و سپس اين كشته شدن به صورت خودكشي مطرح شده است. اين همان نكته‌اي است كه سبب مي‌شود اميرحسين براي پيگيري پرونده بارديگر به تهران بيايد و اين‌بار طي آشنايي با يك خانم وكيل ماجراها را پيگيري كند. حالا در اين ميان خود او نيز با وجود تمايل خود  به عنوان افسر حكومت نظامي منصوب مي‌شود. اين حكم در جايي مانند تبريز كه جرقه‌هاي اوليه انقلاب در آن تبديل به يك آتش شعله‌ور شد؛ آزمون سختي را پيش روي اين افسر جوان قرار مي‌دهد. البته فيلم بخش اميدواركننده‌اي هم دارد و آن هم اين است كه همه اتفاق‌ها و رويدادهاي بد يك روز تمام مي‌شود و شخصيت‌ها به آرامش و آسودگي مي‌رسند. در اين سريال نيز آرامش و آسودگي شخصيت‌ها و خاتمه داستان با پيروزي انقلاب در 22 بهمن ماه همراه است.

بعد از پخش سريال ساعت شني اين بار هم مسوولان سيما تصميم گرفته‌اند تا يك مشت پر عقاب را هم  به صورت 3 نوبت در هفته پخش كنند. البته اين تصميمي ‌است كه بهروز خوشرزم تهيه‌كننده سريال چندان با آن موافق نيست. اين سريال 16 قسمت است و با پخش 3 قسمت در هفته، پخش اين سريال تا پايان سال 86 به پايان مي‌رسد و مخاطبان سريال تنها يك ماه و پنج روز فرصت دارند تا اين داستان را پيگيري كنند.

چند نكته باعث مي‌شود بيننده اين سريال باشيم. نكته اول فيلمنامه آن است كه به نظر مي‌رسد بايد كار قابل تاملي باشد. فرهاد توحيدي در طول دوران فعاليت خود فيلمنامه‌هاي خوبي براي سينما و تلويزيون نوشته كه از جمله آنها مي‌توان به فيلمنامه: مرد عوضي، مجردها و سريال‌هاي ورثه آقاي نيكبخت، آپارتمان و... اشاره كرد. حال و هواي جنايي هم از آن نكته‌هايي است كه در سال‌هاي اخير هر بار كه در سينما يا تلويزيون تجربه شده، در يك ساختار متوسط هم جواب مثبت گرفته است.

نكته دوم بازيگران سريال است كه تركيبي خوب و ديدني فراهم آمده است. رضا كيانيان، آهو خردمند، حامد بهداد، فريبا كامران، هرمز هدايت، ساره بيات، حنانه شهشهاني، پرويز پورحسيني، مهدي تقي‌نيا، كاظم هژير آزاد، بهرام ابراهيمي، مهرداد ضيائي، بيوك ميرزايي، عليرضا خمسه، خزر معصومي، اشكان خطيبي، فرامرز روشنايي و... در اين سريال مقابل دوربين رفته‌اند.

هرمز هدايت، آهو خردمند، حامد بهداد و ساره بيات خانواده دانشور هستند. رضا كيانيان هم نقش آقاي خلعتبري داماد خانواده را ايفا مي‌كند و فريبا كامران همسر اوست.  خزر معصومي ‌هم نقش همان وكيلي را ايفا مي‌كند كه اميرحسين به ديدار او مي‌رود. در اين سريال عليرضا خمسه، بيوك ميرزايي و پرويز پورحسيني نقش نظامياني را ايفا مي‌كنند كه كاملا با هم تفاوت دارند. چند امريكايي هم در سريال ايفاي نقش كرده‌اند. البته اين افراد بازيگران ايراني بوده‌اند كه نقش امريكايي‌ها را بازي كرده‌اند. فرامرز روشنايي، مهدي تقي نيا و بهرام ابراهيمي‌اين شخصيت‌ها هستند كه با جزئيات بيشتر مربوط به آنها در قسمت‌هاي آينده آشنا خواهيد شد. همين قدر بدانيد كه اين امريكايي‌ها با خلعتبري  داماد خانواده دانشور  دوستي و شراكت دارند و طي ماجرايي اين شراكت به هم مي‌خورد و حالا خلعتبري قصد دارد خود را بكشد و از دست آنها رها بشود اما ظاهرا طرف امريكايي عجله بيشتري براي كشتن او دارند.

نكته سوم هم كه معمولا چنين داستان‌هايي از آن بهره مي‌برند، حال و هواي خاطره انگيز كار است. شايد اگر پخش اين مجموعه در روزهاي دهه فجر انجام مي‌شد، فضاي تصويري آن چندان براي مخاطب جذاب نبود، زيرا در همين ايام برنامه‌هاي مستند فراواني پخش مي‌شد كه در آن اين مقطع تاريخي مورد توجه قرار مي‌گرفت اما حالا كه پخش كم كم برنامه‌هاي مناسبتي از تلويزيون تمام مي‌شود و تصاوير جديدي كه امسال از شبكه‌هاي سيما ديديم، به يك خاطره در ذهن ما تبديل مي‌شود، ديدن سريالي مانند يك مشت پر عقاب مي‌تواند از اين نظر جذاب و خاطره‌انگيز باشد.

 نقل قول از:رضا استادي‌


+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 16:50  توسط مهتاب  |